پیش بینی بلومبرگ از کسری ۱۹ میلیون تنی مس تا سال ۲۰۵۰
بلومبرگانایاف در تازهترین گزارش «چشمانداز فلزات گذار انرژی» هشدار داد همزمان با شتابگیری گذار انرژی، توسعه هوش مصنوعی و رشد خودروهای برقی، شکاف عرضه و تقاضای مس در جهان وارد فاز ساختاری میشود و اگر سرمایهگذاریهای جدید انجام نشود، میزان کسری بازار تا سال ۲۰۵۰ میتواند به ۱۹ میلیون تن برسد.
به گزارش سایت اخبار طلا و جواهر گلدنیوز؛ بر اساس برآوردهای BloombergNEF، تقاضای جهانی مس که در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۶ تا ۲۷ میلیون تن برآورد میشود، در مسیر افزایشی قرار دارد و تا سال ۲۰۵۰ از مرز ۴۰ میلیون تن عبور میکند؛ روندی که نشاندهنده فشار فزاینده صنایع نوظهور و زیرساختهای انرژی پاک بر بازار این فلز پایه است.
سقف عرضه در دهه ۲۰۳۰؛ سپس افت به دلیل کاهش عیار معادن
در سمت عرضه، گزارش میگوید مجموع عرضه معدنی و عرضه ثانویه (بازیافت و قراضه) نهایتاً تا اوایل دهه ۲۰۳۰ رشد محدود خواهد داشت و در بهترین سناریو به حوالی ۳۰ میلیون تن میرسد.
اما از میانه دهه ۲۰۳۰ به بعد، با افت عیار معادن و پایان عمر مفید بخشی از ظرفیتهای فعلی، عرضه اولیه روندی کاهشی پیدا میکند؛ بهطوریکه تا سال ۲۰۵۰، مجموع عرضه جهانی به دشواری به حدود ۲۵ میلیون تن خواهد رسید.
موتورهای تازه تقاضا؛ از شبکه برق تا دیتاسنترهای هوش مصنوعی
BloombergNEF توسعه شبکههای انتقال و توزیع برق، انرژیهای تجدیدپذیر مانند باد و خورشید و نیز برقیسازی حملونقل را از محرکهای اصلی رشد مصرف مس عنوان کرده است؛ زیرا خودروهای برقی نسبت به خودروهای درونسوز مصرف مس بالاتری دارند.
این گزارش همچنین به یک عامل نوظهور اشاره میکند: گسترش دیتاسنترها و زیرساختهای هوش مصنوعی. نیاز این مراکز به تجهیزات الکتریکی، اتصالات و سامانههای خنکسازی، باعث میشود مس به دلیل رسانایی بالا و ویژگیهای حرارتی، همچنان مادهای «کمجایگزین» باقی بماند و تقاضای جدیدی به بازار اضافه کند.
نسخه عبور از بحران؛ سرمایهگذاری سنگین و بازیافت بیشتر
بلومبرگانایاف تأکید دارد عبور از تنگنای عرضه، بدون سرمایهگذاریهای جدید در اکتشاف، ارتقای فناوری استخراج، افزایش بهرهوری فرآوری کانسنگهای کمعیار و توسعه بازیافت در چارچوب اقتصاد چرخشی ممکن نیست.
این مؤسسه پیشتر برآورد کرده بود برای تأمین فلزات حیاتی در مسیر اهداف کربنصفر تا ۲۰۵۰، حدود ۲.۱ تریلیون دلار سرمایهگذاری جدید در بخش معدن مورد نیاز است.
این دورنما نشان میدهد دولتها و سیاستگذاران صنعتی برای جبران عقبماندگی زنجیره تأمین زمان محدودی دارند و تعلل در تأمین مالی پروژههای بالادستی میتواند به نوسانهای شدید قیمتی در بازار مس و حتی کند شدن روند توسعه فناوریهای نوین منجر شود.






