مدیریت فراز و نشیب‌های روانی در مسیر کارآفرینی

چکیده

سه مورد از مهم‌ترین موانعی که مانع پیشرفت شرکت‌ها می‌شوند و روش‌های مقابله با آن‌ها، به صورت مفصل تشریح شده است.

۱۴۰۴ دوشنبه ۲۱ بهمن
14
 مدیریت فراز و نشیب‌های روانی در مسیر کارآفرینی

به گزارش سایت اخبار طلا و جواهر گلدنیوز؛توسعه کسب‌وکار فرآیندی است که از روز اول با سختی‌ها همراه است؛ از مواجهه با پاسخ‌های منفی و ناامیدکننده گرفته تا تجربه حس سرگردانی و نگرانی از سقوط مالی. مدیران کسب‌وکار ممکن است بر اساس نتایج حاصل از تلاش‌هایشان، روزی مملو از اعتماد به نفس باشند و روز دیگر احساس کنند که تمامی درها به روی آن‌ها بسته شده است.

نویسنده این مقاله، الیزابت گریس ساندرز، که به عنوان مربی مدیریت زمان و بهره‌وری با ۱۷ سال تجربه فعالیت می‌کند، استراتژی‌هایی را برای حفظ شتاب توسعه کسب‌وکار، حتی در سخت‌ترین برهه‌های زمانی، ارائه می‌دهد. در ادامه، سه مورد از مهم‌ترین موانعی که مانع پیشرفت شرکت‌ها می‌شوند و روش‌های مقابله با آن‌ها، به صورت مفصل تشریح شده است.

چالش نخست: تمرکز بیش از اندازه بر حفظ وضعیت فعلی و نادیده گرفتن موتورهای رشد آتی

یکی از الگوهای رایجی که در بین مراجعین من مشاهده می‌شود، این است که آن‌ها با وجود ارائه خدمات عالی به مشتریان کنونی، برنامه‌ریزی مشخصی برای تثبیت جریان‌های درآمدی آینده یا پروژه‌های توسعه‌ای ندارند. برای حل این مسئله، دو راهکار عملی وجود دارد که باید فوراً به کار گرفته شوند:

ایجاد اهداف عملیاتی شفاف و کمی برای توسعه: نخستین قدم، تعریف دقیق اقدامات مؤثر و قابل اندازه‌گیری است که شما را به اهداف بزرگ توسعه نزدیک‌تر می‌کند. برای مثال، این اقدامات باید به صورت اعداد و ارقام مشخص شوند: «من موظفم روزانه ۱۰ تماس تلفنی با مشتریان بالقوه داشته باشم» یا «من هر هفته باید ۵ جلسه اختصاصی برای توسعه کسب‌وکار برگزار کنم». این نوع اهداف کمی، ابزاری عینی برای سنجش حرکت شما در مسیر رشد فراهم می‌آورد.

الزام خود به انجام وظایف توسعه‌ای قبل از کارهای روتین (جلوگیری از اهمال‌کاری): برای اطمینان از اینکه وظایف توسعه‌ای که غالباً سخت‌تر هستند به تعویق نیفتند، باید آن‌ها را در اولویت قرار داد. یک استراتژی مؤثر، تعیین یک شرط متقابل است: «من ایمیل‌هایم را چک نخواهم کرد، مگر اینکه پیش از آن، ۵ تماس توسعه‌ای را انجام داده باشم» یا «تمام بررسی‌های لازم برای ارائه پیشنهادات مهم باید قبل از زمان ناهار تکمیل شود». انجام دادن این فعالیت‌های حیاتی در ساعات اولیه روز یا پیش از غرق شدن در کارهای معمول، به طور چشمگیری تعداد دفعات انجام آن‌ها را افزایش می‌دهد.

چالش دوم: فلج شدن ناشی از پذیرش مکرر پاسخ‌های منفی و ترس از اقدام مجدد

باید پذیرفت که دریافت پاسخ «نه» یک رویداد عادی در فرآیند فروش و توسعه است. با این حال، شنیدن مکرر این پاسخ‌ها می‌تواند سؤالاتی اضطراب‌آور را در ذهن مدیر ایجاد کند: اگر سایر مذاکرات نیز به نتیجه نرسند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اگر نتوانم به اهداف سه‌ماهه یا سالانه برسم، تکلیف چیست؟ این نوع تفکر منفی می‌تواند حتی ذهن موفق‌ترین افراد را نیز درگیر کند.

برای مقابله با این تردیدها:

تحلیل و استخراج درس‌ها از فرصت‌های از دست رفته: ضروری است که هر قرارداد یا مذاکره‌ای که نهایی نشد، مورد بازبینی قرار گیرد: آیا مشتری هدف‌گیری شده از ابتدا مشتری مناسبی نبود؟ آیا می‌توانستیم شرح مزایای همکاری را به شکلی متفاوت و اثرگذارتر بیان کنیم؟ آیا تغییراتی در مدل مالی یا ساختار پیشنهادی‌مان لازم بود؟

افزایش شدید ورودی‌ها برای خلق فرصت‌های جدید: تنها راه مؤثر برای خارج شدن از مرحله سکون یا رکود، افزایش چشمگیر تعداد افرادی است که با آن‌ها وارد گفتگو می‌شوید، تا به صورت آماری، تعداد کافی از آن‌ها در نهایت پاسخ مثبت دهند.

چالش سوم: بی‌ثباتی ناشی از تغییرات محیطی و عدم اطمینان به استراتژی‌های اثربخش کنونی

توسعه پایدار کسب‌وکار معمولاً مستلزم تعهد به روش‌ها و استراتژی‌هایی است که قبلاً نتیجه داده‌اند. اما متأسفانه، شرایط کلان اقتصادی، تغییرات ناگهانی در پلتفرم‌های دیجیتال، ظهور فناوری‌های جدید مانند هوش مصنوعی، یا تحولات گسترده اجتماعی و سیاسی، ممکن است شرکت را وادار به تغییر مسیر کند. این ابهامات باعث می‌شود مدیران نتوانند تشخیص دهند کدام استراتژی‌ها در محیط جدید قابل تکرار و قابل اتکا هستند.

راهکار مقابله با ابهام از طریق طراحی آزمایش‌های استراتژیک و تغییر معیارهای موفقیت: در این شرایط، کلید کار در این است که معیار سنجش موفقیت را صرفاً بر اساس فروش یا تعداد قراردادهای بسته شده قرار ندهیم. در عوض، باید یک برنامه مدون و منظم برای آزمایش استراتژی‌های مختلف طراحی کنیم تا به طور تجربی در محیط جدید، کارآمدترین رویکرد را کشف نماییم. اگر تنها با درآمد نهایی سنجیده شویم، میزان سردرگمی و دلسردی افزایش می‌یابد. تنها راه تبدیل ابهام به قطعیت، اقدام مستمر و آزمودن راهکارهای جدید است. هر تلاشی یا نتیجه‌بخش خواهد بود یا دست‌کم یک درس ارزشمند به ما خواهد داد. با پشتکار در فرآیند آزمون و خطا، مسیر موفقیت‌آمیز نهایتاً کشف خواهد شد، هرچند این حرکت در شرایط ناشناخته نیازمند جسارت و اعتماد به نفس درونی عمیقی است.

گلدنیوز

انتهای پیام/