هشدار نسبت به دلاریزه شدن پنهان اقتصاد با پلتفرم های طلا

چکیده

ولی‌اله سیف، رئیس‌کل اسبق بانک مرکزی با نقد نگاه‌های تک‌بعدی به اقتصاد بازار در شرایط بحران، بر ضرورت «صیانت از منابع راهبردی» تأکید کرد و نوشت: همان‌گونه که در زمان جنگ قواعد دوران صلح اجرا نمی‌شود، در اقتصاد تحریمی نیز نمی‌توان بدون توجه به اولویت‌بندی ارزی، اجازه داد منابع کمیاب کشور صرف تقاضای سوداگرانه طلا شود.

۱۴۰۵ شنبه ۳ مرداد
11
هشدار نسبت به دلاریزه شدن پنهان اقتصاد با پلتفرم های طلا

به گزارش پایگاه خبری جهان طلا گلدنیوزبه نقل ار ایرنا؛ ولی‌اله سیف در این یادداشت تحلیلی آورده است: تحولات فناوری در سال‌های اخیر، چهره بازارهای مالی جهان را دگرگون کرده است. پلتفرم‌های دیجیتال خرید و فروش طلا و نقره نیز بخشی از این تحول هستند؛ ابزارهایی که با کاهش هزینه مبادلات، افزایش سرعت معاملات و فراهم کردن امکان سرمایه‌گذاری با مبالغ اندک، دسترسی میلیون‌ها نفر را به بازار فلزات گران‌بها تسهیل کرده‌اند. در بسیاری از کشورها، این پلتفرم‌ها نشانه‌ای از توسعه فناوری‌های مالی، تعمیق بازارهای سرمایه و گسترش اقتصاد دیجیتال به شمار می‌آیند.

با این حال، هیچ ابزاری را نمی‌توان مستقل از شرایطی که در آن به کار گرفته می‌شود ارزیابی کرد. آنچه در یک اقتصاد باثبات، با تورم پایین، دسترسی عادی به بازارهای جهانی و وفور نسبی منابع ارزی، موجب افزایش کارایی بازارها می‌شود، ممکن است در اقتصادی که با تورم مزمن، محدودیت منابع ارزی، تحریم‌های گسترده و نااطمینانی‌های سیاسی و اقتصادی روبه‌رو است، پیامدهایی کاملاً متفاوت به همراه داشته باشد.

تمایز میان اقتصاد در شرایط عادی و شرایط تحریم

موضوع این مقاله مخالفت با فناوری‌های مالی یا نفی اقتصاد بازار نیست. پرسش اصلی آن است که آیا گسترش پلتفرم‌های طلا و نقره، در شرایط کنونی اقتصاد ایران، با اولویت‌های اقتصاد ملی و الزامات مدیریت منابع راهبردی سازگار است؟ پاسخ به این پرسش، پیش از هر چیز مستلزم آن است که میان اقتصاد در شرایط عادی و اقتصاد در شرایط تحریم و بحران تمایز قائل شویم. بسیاری از اختلاف‌نظرها در سیاست‌گذاری اقتصادی، نه از تفاوت در اصول علم اقتصاد، بلکه از نادیده گرفتن همین تفاوت اساسی ناشی می‌شود.

یکی از خطاهای رایج در تحلیل سیاست‌های اقتصادی، ارزیابی همه کشورها با یک مجموعه معیارهای ثابت است؛ گویی نسخه‌ای که برای یک اقتصاد باثبات مناسب است، در اقتصادی گرفتار تحریم و نااطمینانی نیز بدون تغییر قابل اجراست. در حالی که اقتصاد، بیش از آنکه مجموعه‌ای از قواعد مطلق باشد، دانشی مبتنی بر شرایط و اقتضائات است. در اقتصادهای تحریمی، اولویت‌ها ناگزیر تغییر می‌کند و حفظ و تخصیص بهینه منابع راهبردی، به یکی از مهمترین وظایف دولت تبدیل می‌شود.

ارز به عنوان منبع راهبردی و چالش هزینه فرصت

در اقتصاد ایران، ارز تنها وسیله پرداخت برای تجارت خارجی نیست؛ بلکه یکی از مهمترین منابع راهبردی کشور به شمار می‌آید. هر دلار ارزی که وارد اقتصاد می‌شود، می‌تواند صرف واردات دارو، تجهیزات پزشکی، نهاده‌های کشاورزی یا مواد اولیه کارخانه‌ها شود. از این رو، هر تصمیم درباره نحوه مصرف منابع ارزی، در حقیقت انتخاب میان اولویت‌های مختلف ملی است.

گاهی استدلال می‌شود که طلای وارداتی با ارز حاصل از صادرات غیرنفتی تأمین می‌شود و فشاری بر منابع عمومی ندارد. این استدلال از منظر اقتصاد کلان، تمام واقعیت را بیان نمی‌کند. در اقتصادی که با محدودیت منابع ارزی روبه‌رو است، آنچه اهمیت دارد منشأ ارز نیست، بلکه «هزینه فرصت» مصرف آن است. پرسش اصلی این است که آیا مصرف ارز برای واردات طلا، نسبت به واردات کالاهای اساسی و فناوری‌های مورد نیاز کشور، در اولویت قرار دارد یا خیر؟

تفاوت رفتار عقلایی فردی با مصالح اقتصاد کلان

در شرایطی که تورم سال‌هاست قدرت خرید خانوارها را کاهش داده، طبیعی است که شهروندان برای حفظ ارزش دارایی‌های خود به خرید طلا روی آورند. این تصمیم از منظر فردی، رفتاری منطقی است؛ اما آنچه برای یک خانوار عقلایی است، الزاماً در مقیاس اقتصاد ملی نتیجه مشابهی ندارد. اگر میلیون‌ها نفر همزمان پس‌اندازهای خود را به سمت دارایی‌های غیرمولد هدایت کنند، این امر بر بازار ارز و جریان نقدینگی اثر می‌گذارد. وظیفه دولت نفی انتخاب‌های مردم نیست، بلکه اطمینان از ثبات اقتصاد کلان است.

پلتفرم‌های دیجیتال، خرید طلا را از یک تصمیم موردی به رفتاری روزمره تبدیل کرده‌اند. این تحول، هنگامی که بخش فزاینده‌ای از منابع مالی را به سمت دارایی‌هایی مانند طلا حرکت دهد، از ظرفیت تأمین مالی تولید و ایجاد اشتغال می‌کاهد. پلتفرم‌ها علت اصلی افزایش تقاضا نیستند، اما این رفتار را آسان‌تر و فراگیرتر کرده‌اند.

تنظیم‌گری هوشمند؛ راهکار تعادل میان نوآوری و صیانت از منابع

این گفته‌ها به معنای دفاع از ممنوعیت پلتفرم‌های طلا نیست؛ چرا که ممنوعیت غالباً به گسترش بازارهای غیررسمی می‌انجامد. راهکار مناسب در «تنظیم‌گری هوشمندانه» نهفته است؛ به‌گونه‌ای که نه مانع نوآوری شود و نه نسبت به آثار کلان آن بی‌تفاوت بماند. شفافیت کامل معاملات، اطمینان از وجود پشتوانه واقعی و هماهنگی با سیاست‌های ارزی کشور، از ارکان این تنظیم‌گری هستند.

در کوتاه‌مدت، لازم است با تنظیم‌گری مناسب از تشدید فشار بر منابع ارزی جلوگیری شود، اما در بلندمدت، راه‌حل پایدار نه در محدود کردن ابزارها، بلکه در اصلاح بنیان‌های اقتصاد کلان، مهار تورم و بهبود فضای کسب‌وکار نهفته است. هر اندازه شهروندان نسبت به ثبات ارزش پول ملی اطمینان یابند، نیاز کمتری به پناه بردن به دارایی‌های جایگزین مانند طلا خواهند داشت.

در نهایت، سیاست‌گذاری اقتصادی باید متناسب با شرایط انجام شود. ارزیابی پلتفرم‌های طلا و نقره نیز باید بر مبنای تأثیر آن‌ها بر ثبات اقتصاد کلان، نحوه تخصیص منابع راهبردی و منافع بلندمدت کشور انجام گیرد تا فناوری‌های مالی در خدمت توسعه پایدار قرار گیرند.